نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه معارف اسلامی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لرستان خرم اباد ایران
2 رشته فقه و مبانی حقوق، پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی تهران،
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
برای فهم متون، خصوصاً قرآن کریم، باید تمام عوامل مؤثر در فهم و استنباط، مورد شناسایى قرار گیرد. ازجمله عوامل مؤثر برای فهم دلالت کلام عربی تسلط بر صرف، نحو، بلاغت و سایر علوم ادبی است؛ لکن اینها کافی نیست. چراکه فهماننده متن، با پدیدهای تحت عنوان «سیاق» مواجه است. اصولیون، فقیهان و بیش از آنها مفسران قرآن کریم، از سیاق روایات و آیات، برداشتها و دلالتهای متنوعی را استفاده کردهاند. علیرغم اهمیت فراوان سیاقِ و استفاده مکرر از آن در جایجای فقه و تفسیر، اما هیچگاه تعریف اصطلاحی مشخصی نداشته و حدودوثغور آن معلوم نشده است و همه بهصورت پیشفرض، آن را از مسلمات فرض کردهاند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، به دنبال دریافت مفهوم و تعریفی روشن از سیاق است تا در دام سهو خود و مغالطهی دیگران نیفتد و لذا به مقالات و کتب در این زمینه مراجعه شده و باملاحظهی برداشتهای قرآنی فقها، اصولیون و مفسران به چهار دیدگاه در تفسیر سیاق، که عبارتاند از: اینهمانی سیاق و قرائن؛ دلالت سیاق و ملازمات عقلیه؛ سیاق فضای حاکم بر کلام و سیاق تعبیری سیال و غیرقابل تحدید، دستیافته است. بر اساس تحلیل تطبیقی این دیدگاهها، پژوهش ضمن تأکید بر ماهیت چندلایه سیاق، مدل پیشنهادی جدیدی را ارائه میدهد که طی آن، سیاق در پنج سطح زبانی خُرد، متنی کلان، بینامتنی، موقعیتی ـ تاریخی، و مقاصدی سازماندهی میگردد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که سیاق برخلاف بسیاری از برداشتهای تقلیلگرایانه، نه صرفاً قرینهای لفظی است و نه تماماً امری تجریدی و ذوقی؛ بلکه ابزاری پویا، متنوع و ترکیبی است که میتواند هم راهگشای فهم دقیق متن باشد و هم، در صورت عدم ضابطهمندی، به ابزاری برای مغالطه و تحمیل معنا بدل شود.
کلیدواژهها [English]