"حکم بیع عینه در فقه مذاهب اسلامی"

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه کردستان،دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، گروه فقه شافعی

2 دانشگاه تهران

چکیده

تعریف بیع عینه و صورت صحیح آن از مواضع اختلاف قفهای مذاهب است. دیدگاه جمهور در این باره، دارای شهرت بیشتری است که در آن بیع عینه به «بازخرید نقدی کالایی اطلاق می شود که شخص آن را با قیمت بیشتر و به صورت ومؤجّل فروخته و هنوز ثمن آن را دریافت نکرده» تعریف شده است. حنفیه، مالکیه و حنابله با استناد به احادیثی از سنت نبوی، استحسان و سدّ ذرایع، چنین معامله‌ای را باطل و غیر صحیح می‌دانند. آنان استدلال می‌کنند که معامله‌ی عینه، وسیله‌ای آشکار برای انجام رِبا است. لذا حکم به جوازِ آن به منزله‌ی گشودن راهی برای معاملات رِبوی است. امّا شافعیه، ظاهریه و امامیه با استناد به اصل جواز، برخی اخبار و آرای ائمّه‌ی مذهب بیع عینه را جایز و بِلااشکال دانسته اند. اجماع، قیاس و ادلّه‌ی عقلی نیز، از مستندات این گروه هستند. این پژوهش به منظور یافتن تعریفی قابل استناد و کامل، آراء دو گروه یاد شده و احکام مرتبط دیگری را که در متون فقهی یافت می شده است، مورد بررسی قرار داده و نهایتاً با توجّه به قوّت دلایل قایلین به جواز و همچنین اعتراضات محکم آنان به ادلّه‌ی مورد استناد گروه مقابل، دیدگاه قایلین به جواز را موجّه و صحیح دانشته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Substance sale prescriptions among Islamic jurisprudence

نویسندگان [English]

  • Salem Afsari 1
  • Sayyed Fazel Rostami 2
  • Aboubakr Ahmadi Navareh 2
1 Shafee jurisprudence.uoniversity of Kurdistan
2 University of Tehran
چکیده [English]

True format and definition for “substance sale contract” is one of the discussions in Islamic jurisprudence. The majority of jurists say: “It is buying a substance cash, by the seller who sold the same thing loan and for a more price.” This definition is more popular between scholars. Hanafie, Malikies, Hanbalies, also consider such a transaction to be void and incorrect, based on prophetic traditions, Estehsaan (preference), and Sadd-uz-zaraye’ (blocking the means). They argue that this contract is a way to Riba (usury). Therefore it must not be allowed. From the other side, Shafe’ies, Zaheries and Shi’its believe that it has no juristic problems. They cite the original permissibility (Asl-ul-Ibaaha) and words received from the jurists and scholars. Ijma’ (consensus), Qiyas (analogy) and some logical evidences are their main sources for this. This article aims to finding out a perfect definition through the views of these two groups and other related rulings in jurisprudential texts. Finally it confirms the second opinion. Couse it have firm and strong reasons and additionally challenge the others well.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Substance sale"
  • "Riba (usury)"
  • "Sadd-uz-zari’a (blocking the means)"
  • "Tafaazul (priority of price)"